واژه جو

مناط

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) درآویختن. ۲- (اِمص.) آویختگی، تعلیق. ۳- (اِ.) جای آویختن. ۴- ملاک، سند. ۵- مقصد، مطلب.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مناط | واژه جو