واژه جو

مناحبت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مُ حِ بَ) [ ع. مناحبه ] (مص ل.) ۱- با هم نزد حاکم رفتن. ۲- بر یکدیگر بالیدن. ۳- گرو بستن.

معنی مناحبت | واژه جو