واژه جو

ممقول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممقول . [ م َ ] (ع ص ) ظاهراً از قمل (ملخ ) گرفته شده، یعنی ملخ زده : زمینهای مزرعه های ممقول برشاشه ٔ آن مبلول گردد. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ٤١).

معنی ممقول | واژه جو