واژه جو

ممقور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممقور. [ م َ ] (ع ص ) سمک ممقور؛ ماهی در آب و نمک گذاشته شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ماهی شور و تلخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ماهی شور. (مهذب الاسماء). ماهی شوری که در سرکه و مانند آن تر نهند. ماهی در آب نمک خوابانیده . (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). ◄ سخت ترش . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی ممقور | واژه جو