واژه جو

ممتل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممتل . [ م ُ ت َل ل ] (ع ص ) نعت فاعلی از امتلال . (از منتهی الارب ). به کیش و شریعت درآینده . (آنندراج ). آنکه در کیش و شریعت داخل می شود. (ناظم الاطباء). ◄ شتاب رونده . (آنندراج ). آنکه بشتاب می گذرد و می رود. (ناظم الاطباء). ◄ کوماج کننده ٔ نان . (آنندراج ). آنکه نان را در خاکستر گرم می پزد. (ناظم الاطباء). رجوع به امتلال شود.

معنی ممتل | واژه جو