واژه جو

مماسن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مماسن . [ م ِ س ِ ] (اِخ ) قومی در حوالی سیحون که در مقابل اسکندر سخت مقاومت کردند، ولی سرانجام مغلوب گشتند. (از ایران باستان پیرنیا ج ٢ صص ١٧٠٤ - ١٧٠٥).

معنی مماسن | واژه جو