ملمع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ لَ مَّ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمف.) روشن کرده و درخشان.<BR>۲- (ص.) رنگارنگ.<BR>۳- پارچة دارای رنگهای مختلف.<BR>۴- جانوری که پوست بدنش دارای لکهها و خالهایی غیر از رنگ اصلی باشد.<BR>۵- شعری که در آن یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی و یا یک بیت عربی و یک بیت فارسی باشد.<BR>۶- فلز کم قیمت که روی آن فلز گرانبهاتر کشیده باشند.<br>