ملاقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ قِ) (اِ.) گرفته شده از «ملعقة» عربی به معنای قاشق بزرگ که با آن غذا را میکشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ قِ) (اِ.) گرفته شده از «ملعقه» عربی به معنای قاشق بزرگ که با آن غذا را میکشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملاقه . [ م َ ق َ / ق ِ ] (از ع، اِ) مأخوذ از تازی، چمچه و ملاغه . (ناظم الاطباء). مصحف مَلعَقة. کفچه ٔ طعام . قاشق دراز دسته دار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاغه و ملعقة شود. - امثال : شتر را با ملاقه آب دادن . (امثال و حکم ج ٢ ص ١٠١٨).
فرهنگ طیفی واژهدان
قاشق چنگال، چاقو، کارد قاشق سوپخوری، قاشق مرباخوری، قاشق چایخوری بیل، چمچه، سرطاس فرقون، گاری، آبگردان