ملاست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ سَ) [ ع. ملاسة ]<BR>۱- (مص ل.) نرم شدن ؛ مق. خشونت، درشتی.<BR>۲- (اِمص.) نرمی، همواری ؛ مق. خشونت، درشتی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ سَ) [ ع. ملاسه ] ۱- (مص ل.) نرم شدن ؛ مق. خشونت، درشتی. ۲- (اِمص.) نرمی، همواری ؛ مق. خشونت، درشتی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملاست . [ م َ س َ ] (ع اِمص ) نرمی و صافی وهمواری . (غیاث ). مأخوذ از تازی، نرمی و صافی و همواری . ضد خشونت و درشتی . (ناظم الاطباء). ملاسة. نرمی . همواری . لشنی . نسویی . لغزانی . لخشانی . مقابل حَرَش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاسة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
نرمی، همواری (متضاد: درشتی، خشونت) نرم شدن