مقنب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مِ نَ) [ ع. ] (اِ.) جماعتی سوار که به طمع غارت همراه لشکر شوند. ج. مقانب.<br>واژه قبلی: مقمرواژه بعدی: مقنص