مقتضب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ ضَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- قطع شده، بریده.<BR>۲- شعری که به بدیهه گفته شود.<br>واژه قبلی: مقتصدواژه بعدی: مقتضی