مقترح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آن که بدون لیاقت و لزوم و به ابرام پرسش کند.<BR>۲- آن که بی اندیشه شعر گوید و خواند.<BR>۳- آن که از خود چیزی نو آورد.<BR>۴- آن که مطلبی را پیشنهاد کند تا مورد بحث دانشمندان قرار گیرد.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آن که بدون لیاقت و لزوم و به ابرام پرسش کند.<BR>۲- آن که بی اندیشه شعر گوید و خواند.<BR>۳- آن که از خود چیزی نو آورد.<BR>۴- آن که مطلبی را پیشنهاد کند تا مورد بحث دانشمندان قرار گیرد.<br>