واژه جو

مقبر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مقبر. [ م َ ب َ ] (ع اِ) گورستان . (زمخشری ). موضع قبر و گویند هذا مقبرفلان . (ناظم الاطباء). گورگاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): لکل اناس مقبر بفنائهم ینقصون و القبور تزید. (منتهی الارب ). ◄ گور. (ناظم الاطباء).

معنی مقبر | واژه جو