واژه جو

مقاومت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مُ وِ مَ) [ ع. مقاومة ]<BR>۱- (مص ل.) ایستادگی کردن، پایداری نمودن.<BR>۲- (اِمص.) ایستادگی، پایداری.<BR>۳- دوام، استحکام.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مقاومت | واژه جو