واژه جو

مقاومت کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ایستادگی کردن، ایستادن، تاب آوردن، آخ نگفتن، طاقت آوردن، پایداری کردن مخالفت کردن، ضدیت کردن، مانع شدن، به‌مبارزه طلبیدن

واژگان فارسی سره واژه‌دان

تاوستن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مقاومت کردن | واژه جو