مفتتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ تَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- در فتنه افتاده.<BR>۲- مفتون و عاشق شده.<br>واژه قبلی: مفتتحواژه بعدی: مفتح