واژه جو

مغریه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مغریه . [ م ُ ی َ ] (ع ص ) تأنیث مُغری : ادویه ٔ مغریه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : داروهای مغریه به کار دارند، چون صمغ و گل ارمنی و لعابها و غذاهای لزج چون پایچه . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به مغری شود.

معنی مغریه | واژه جو