واژه جو

مغتلم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مغتلم . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) تیزشهوت . (ناظم الاطباء). آن که شهوت بر او غلبه کرده باشد. غِلّیم . غَلِم . (از اقرب الموارد). به شهوت آمده . مست . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اغتلام شود. ◄ اشتر مست . (مهذب اسماء).

معنی مغتلم | واژه جو