واژه جو

معنی شکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معنی شکار. [ م َ ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه صید معنی کند. (آنندراج ). آنکه معانی و مضامین خوب و عالی ابداع کند : بال پروانه ٔ ترا هرچند صائب بسته اند شکر ﷲ خاطر معنی شکارت داده اند. صائب (از آنندراج ).

معنی معنی شکار | واژه جو