معنی دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- دارای معنی، دارندة مفهوم.<BR>۲- حاکی از مفهومی خاص (استهزاء، توهین، فهم مطلب و غیره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- دارای معنی، دارنده مفهوم. ۲- حاکی از مفهومی خاص (استهزاء، توهین، فهم مطلب و غیره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معنی دار. [ م َ ] (نف مرکب ) بامعنی . دارنده ٔ معنی . دارای مفهوم : چون سخن معنی دار مردم گوید... (جامعالحکمتین ص ١٢٠). ◄ خردمندانه . عاقلانه . خردپسند. معقول : و آنکه او خود کرده باشد باز چون ویران کند خوب کرده زشت کردن کار معنی دار نیست . ناصرخسرو. ◄ به کنایه، حاکی از غرض و نیتی همچون استهزاء و توهین و سرزنش و جز آن : نگاه معنی دار. لبخند معنی دار.
فرهنگ طیفی واژهدان
معنادار، بامحتوا، پربار، پرباد، پرمغز، مغزدار، پرمحتوا، پرمعنی، کنایه دار، آبستن حوادث مهم
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی