واژه جو

معنی آفرین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معنی آفرین . [ م َ ف َ ] (نف مرکب ) آفریننده ٔ معنی . مبدع معنی . آنکه معانی بکر و عالی ابداع کند : شرق و غرب اتفاق کرد بر آنک مبدع و معنی آفرین باشم . خاقانی . طبع معنی آفرینت درفشانی می کند آفرین وحشی به طبع درفشانت آفرین . وحشی .

معنی معنی آفرین | واژه جو