معلوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آشکار شده، دانسته شده.<BR>۲- کنایه از: زر و درم و دینار.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، آشکارا، پیدا، دانسته، روشن، شناخته، شناختهشده، ظاهر، عیان، فاش، محرز، مرئی، مشخص، مشهود، معین، نمایان، واضح، هویدا ≠ مجهول، نامعلومواژه قبلی: معلولواژه بعدی: معلوم الحال