معلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ لَّ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمف.) آویخته شده.<BR>۲- (ص.) آویزان.<BR>۳- (ص.) برکنار شده از خدمت.<BR>۴- (اِ.) جستن به هوا و دور زدن به طوری که مجدداً با پاها به زمین آیند.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ لَّ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمف.) آویخته شده.<BR>۲- (ص.) آویزان.<BR>۳- (ص.) برکنار شده از خدمت.<BR>۴- (اِ.) جستن به هوا و دور زدن به طوری که مجدداً با پاها به زمین آیند.<br>