معلقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ لَّ ق) [ ع. معلقة ] (اِمف.)<BR>۱- آویخته.<BR>۲- مربوط.<BR>۳- هر یک از هفت قصیدة مهمی که در عهد جاهلیت به خانة کعبه آویخته بودند.<BR>۴- زنی که شوهرش گم شده. ج. معلقات.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ لَّ ق) [ ع. معلقة ] (اِمف.)<BR>۱- آویخته.<BR>۲- مربوط.<BR>۳- هر یک از هفت قصیدة مهمی که در عهد جاهلیت به خانة کعبه آویخته بودند.<BR>۴- زنی که شوهرش گم شده. ج. معلقات.<br>