معظمات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معظمات . [ م ُ ظَ ] (ع ص، اِ) کلانها. (غیاث ) (آنندراج ). ج ِ معظمة، تأنیث مُعظَم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معظم شود. - معظمات امور ؛ کارهای مهم . کارهای بزرگ : غالب همت ایشان به معظمات امور مملکت متعلق باشد و تحمل ازدحام عوام نکنند. (گلستان ). معظمات امور کارخانه ٔ سلطنت و پادشاهی و تعیین امرا و احکام و امثال ذلک در عهده ٔ تعویق و تأخیر بود. (عالم آرای عباسی ). - معظمات بلاد ؛ شهرهای عمده و بزرگ . (ناظم الاطباء).