معطن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ طِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- خوابگاه شتر.<BR>۲- آغل گوسفند نزدیک آب ؛ ج. معاطن.<br>واژه قبلی: معطلیواژه بعدی: معطوف