معسور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) دشوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) دشوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معسور. [ م َ ] (ع مص ) دشواری . ضد میسور و این هر دو مصدر است و گویند: دعه الی میسوره و الی معسوره و نزدیک سیبویه صفت است و گوید که مصدر بر وزن مفعول نیامده . (منتهی الارب ) (آنندراج )(از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، معسورات . (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) دشوار. دشخوار. سخت .مشکل . مقابل میسور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).