معزوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممعزوم . [ م َ ] (ع ص ) آهنگ نموده و عزم و اراده کرده و قصد نموده . (ناظم الاطباء).واژه قبلی: معزولیواژه بعدی: معزی