واژه جو

معروف

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

نامی، نامور، نامدار، نام آور، شناخته شده، شناخته، سرشناس، پرآوازه، آشنا

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی معروف | واژه جو