واژه جو

معترش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معترش . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) سوارشونده بر ستور. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اعتراش شود. ◄ عریش سازنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب )(از اقرب الموارد). و رجوع به عریش و اعتراش شود.

معنی معترش | واژه جو