مظاهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ هِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مظهر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ هِ) [ ع. ] (اِفا.) حمایت کننده، پشتیبان.
(مَ هِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مظهر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مظاهر. [ م َ هَِ ] (ع اَ) ج ِ مَظْهَر. رجوع به مَظْهَر شود.
مظاهر. [ م ُ هَِ ] (ع ص ) یارمندی کننده . (آنندراج ). حمایت کننده و پشت به پشت دهنده . نگهبان و دستگیر و مددکار. (ناظم الاطباء). ◄ آنکه با اهل خود ظهار کند و گوید انت علّی کظهر امی . (از تفسیر ابوالفتوح رازی، سوره ٔ احزاب ص ٢٥٩). کسی که زن خود را ظهار می کند. زوجی که ظهار را صورت خارجی میدهد. و رجوع به ظهار در همین لغت نامه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مظهرها، جلوهها سمبلها، نشانهها نمودها، تجلیات
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه