مطو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطو. [ م َطْوْ ] (ع مص ) نیک راندن ستور. (تاج المصادر بیهقی ). نیک براندن ستور در سفر. (المصادرزوزنی ). کوشیدن در سیر و شتاب رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کوشش کردن در سیر. (ناظم الاطباء). ◄ دیر سیر کردن با قوم . ◄ خرمای تر از خوشه خوردن . ◄ همراه دوست شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ چشم گشادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). چشمهای خود را باز کردن . (ناظم الاطباء). ◄ گائیدن . (آنندراج ). گائیدن کنیزک خود را. (ناظم الاطباء). نکاح کردن زن . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ خرامیدن و یازیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مطو. [ م ِطْوْ ] (ع اِ) نظیر و مانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نظیر. (اقرب الموارد). ◄ یار و همنشین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). صاحب . (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ◄ خوشه ٔ ارزن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خوشه ٔ خرما. ج، مِطاء. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد).
مطو. [ م َ / م ِطْوْ ] (ع اِ) شاخ خرد که دو پاره کرده، کشت پراکنده و سرشاخ خرمای پراکنده را بندند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شاخه ٔ خرد که دوپاره کرده کشت پراکنده را و سرشاخه ٔ پراکنده ٔ خرما را بدان بندند. (ناظم الاطباء). ◄ خوشه ٔ خرما. ج، مِطاء، اَمطاء، مَطی ّ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).