واژه جو

مطرناک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مطرناک . [ م َ طَ ] (ص مرکب ) از: مطر عربی به معنی باران + «ناک » پساوند فارسی و سازنده ٔ صفت . باران زا. باران آور. باران وار : خواجه چنان ابر بانگ دار و مطرناک هست بقول و عمل همیشه مجرد. منوچهری (دیوان چ کازیمیرسکی ص ٢٧).

معنی مطرناک | واژه جو