واژه جو

مطایبت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مطایبت . [ م ُ ی َ / ی ِ ب َ ] (از ع، اِمص ) شوخی و مزاح کردن . هزل و خوش منشی کردن . مطایبة : من اینهمه ز طریق مطایبت گفتم مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان . فرخی . گفت مرا به کیفیت آن بر واقف نگردانی تا همچنین تقرب کنم و بر مطایبتی که رفت استغفار گویم . (گلستان ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی مطایبت | واژه جو