واژه جو

مضیوح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مضیوح . [ م َض ْ ] (ع ص ) عیش مضیوح ؛ زیست غیرخالص . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). عیش مضیوح ؛ زندگانی که عیش آن با غم و اندوه آمیخته باشد. (ناظم الاطباء).

معنی مضیوح | واژه جو