واژه جو

مصانعه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصانعه . [ م ُ ن َ / ن ِ ع َ / ع ِ ] (از ع، اِمص ) رشوه دهی . ج، مصانعات . (یادداشت مؤلف ). ◄ مدارا. مدارات . (یادداشت مؤلف ). ◄ مداهنه . (یادداشت مؤلف ). ◄ مرافعت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مصانعة و مصانعت شود.

معنی مصانعه | واژه جو