واژه جو

مصامدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصامدی . [ م َ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب است به مصامده که قوم سیه چهره و بالابلند باشند در اقصی مغرب، آنان را بلادبسیار باشد و حافظ کتاب اﷲاند. (از انساب سمعانی ).

معنی مصامدی | واژه جو