واژه جو

مصاف در

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مصاف در. [ م َ دَ ] (نف مرکب ) که صف لشکر در میدان جنگ بشکند. مصاف شکن . صف شکن . صفدر : هر یک به گاه حمله چو صرصر مصاف دار مر حمله را چو سد سکندر مصاف در. سوزنی . و رجوع به مصاف شکن شود.

معنی مصاف در | واژه جو