واژه جو

مشکل

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مُ کِ) [ ع. ] (اِفا.) دشوار، سخت. ج. مشاکل.

(مُ شَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.)۱ - شکل - پذیرفته، صورت بسته. ۲- ترتیب شده، تشکیل شده.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مشکل | واژه جو