واژه جو

مشواع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشواع . [ م ِش ْ ] (ع اِ) محراث تنور. (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). آنچه بدان آتش تنور را به هم زنند. (ناظم الاطباء).

معنی مشواع | واژه جو