مشت زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ. زَ) (اِفا.) کسی که ورزش مشت زنی را انجام میدهد، بوکسور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ. زَ) (اِفا.) کسی که ورزش مشت زنی را انجام میدهد، بوکسور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشت زن . [ م ُ زَ ] (نف مرکب ) آن که با مشت می زند و صدمه و آسیب می رساند. (ناظم الاطباء). که سر پنجه ٔ قوی دارد. که با مجموع انگشتان گره کرده دیگری را زخم زند. که مشت زدن حرفه ٔ اوست . ◄ غلام نازنین که خواجه را مشت زند. (آنندراج ). که عمل مشت و مال را بعهده گیرد : غلام آبکش باید و خشت زن بود بنده ٔ نازنین مشت زن . سعدی . و رجوع به مشت زدن معنی دوم شود. - امثال : مشت زن دیگر است و تیغزن دیگر . (از مجموعه ٔ امثال چ هند از آنندراج ). ◄ کشتی گیر، چه معمول کشتی گیران است که قبل از کشتی بر دوش و بازوی خود مشت زنی کنند تا بدن سخت و استوار شود. (غیاث ) (آنندراج ). ◄ کشتی گیر و پهلوانی که در کشتی گرفتن مشت می زند. (ناظم الاطباء). مشت باز : مشت زنی را حکایت کنند که از دهر مخالف به فغان آمده بود. (گلستان ). یکی مشت زن بخت و روزی نداشت نه اسباب شامش مهیا نه چاشت . (بوستان ). مهابتی از مشت زن در دل گرفتند. (گلستان ). و رجوع به مشت باز شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی