واژه جو

مسکران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسکران . [ ] (اِخ ) (قریه ٔ...) از دیه های ساوه . (تاریخ قم ص ١١٦ و ١٤٠).

مسکران . [ ] (اِخ ) از طسوج و ناحیه ٔ رودآبان قم . (تاریخ قم ص ١١٣).

معنی مسکران | واژه جو