واژه جو

مسلط گشتن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

چیره شدن، غالب شدن، فایق شدن، مستولی‌شدن، استیلا یافتن، فایق آمدن، سلطه یافتن اشراف‌یافتن، ماهر شدن مشرف شدن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مسلط گشتن | واژه جو