واژه جو

مسفی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسفی . [م ُ ] (ع ص ) نعت فاعلی از اسفاء. رجوع به اسفاء شود. ◄ رجل مسفی ؛ نمام . سخن چین . ◄ باد خاک برداشته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی مسفی | واژه جو