واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر جای که عشوه ایست پرورده توست هر جای که رنگی است برآورده توست عشوه گری و سیه گری پرده توست اینک کف دست تو سیه کرده توست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸۱ | واژه جو