واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای مدحت تو فرض و دگر نافلها در وصلت تو قافله در قافلها حصنی که به صد تیغ کش آنرا نگشاد کلک تو کند عالیها سافلها

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۸ | واژه جو