واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا تن به غم هجر تو نابود شده است جان تار بلا و رنج را پود شده است از عشق تو مایه دردسر سود شده است ز آن چون آتش همه دمم دود شده است

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۷۰ | واژه جو