واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن را که تو در دلی خرد در سر اوست وآن را که تو رهبری فلک چاکر اوست آن را که به بالین تو یک شب سر اوست سرو و گل و مهر و ماه در بستر اوست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۰ | واژه جو