واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۹۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون دید که بر عزم سفر دارم رای آمد به وداعم آن بت روح افزای سوگند همی داد که از بهر خدای ای عهد شکسته در سفر بیش مپای

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۹۶ | واژه جو