واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۸۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امید به زندگانیم نیست بسی منصور سعید را بگویید کسی هستت به خلاص عمر من دست رسی کز جان رمقی مانده ست از تن نفسی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۸۳ | واژه جو